از :
فرزام جمعه سیزدهم آبان 1390 14:24
دلم برای تنهایی میسوزد چرا
هیچکس او را دوست ندارد
مگر او چه گناهی کرده که
تنها شده جرم تنهایی چیست
که هیچکس او را نمیخواهد
دیشب تنهایی از اتاقم گذشت
دنبالش دویدم ولی او رفته بود
.تنهای تنها نیمه شب
او را مرده کنار حوض خانه
پیدا کردم از گریه چشمانش
قرمز بود برایش گریستم آخر
اواز تنهایی مرده بود
تنهایی مردو من
تنها تر شدم....
----------
از :
فرزام دوشنبه یکم اسفند 1390 14:1
منو به ياد داري ؟
همونطور كه من يادت ميارم؟
گذشته و خاطراتمون يادت مياد ؟
من تنها شدم ......تنها
ازاينكه تو خودم باشم متنفرم
همه ميگن شكسته شدم دارم ازدست ميرم .
تو اين اتاق سرد و بيهوش
يك نفر:
تو رو ميخواد
به تو احتياج داره
هر شب به تو فكر ميكنه
نفسش بند اومده
بدون تو تنهاست
ارزو داره يه روز تو رو ببينه
اون يه نفر منم ...اره منم
هميشه توي ذهن مني
هميشه توي زندگي مني
حتي اگه تو زندگيت جايي نداشته باشم ....
----------
از :
فرزام جمعه بیست و یکم بهمن 1390 21:51
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند،
ولی حیف که من زاده ی امروزم
خدایا جهنمت فرداست
پس چرا امروز میسوزم.
----------
از :
فرزام چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 13:48
نديدمت چه احساس غريبي
نديدمو برات دلتنگ مي شم!!!!
.
----------
از :
فرزام سه شنبه یکم آذر 1390 9:17

یادمون باشه که هیچ کس رو
امیدوار نکنیمبعد یکدفعه رهاش کنيم
چون آهسته می میره...
یادمون باشه که قلبمون رو همیشه
لطیف نگه داریم تا کسی که به ما
تکیه کرده سرش درد نگیره...
یادمون باشه هیچ وقت کسی رو بیشتر از چند
روزمنتظر نذاریم چون امکان داره
زیاد نتونه طاقت بیاره...
یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت
بهش نگیم: برو...
دیگه نمی خوام ببینمت
چون زندگیش رو ازش می گیریم...
----------
از :
فرزام سه شنبه یکم آذر 1390 9:9

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...
ولی کاش بودی تا اشکهايم
از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم
همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت
می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم...
بدون تو عاشقی برایم عذاب است
..............
هرگز نمي گيرد كسي در قلب منجاي تو را
هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را
خورشيد عشق تو هنوز سوزد مرا سر تا زپا
در كوي راه زندگي روشن كند راه مرا
.................................
اگر
عشقت کورم کنه
مهــــــم نیست
حس بودنت
قشنگتر از
دیدن دنیاست
----------
از :
فرزام جمعه بیستم آبان 1390 11:5

كي رود از خاطرمن
اخرين بوسه شبي
در زير باران
----------
از :
فرزام چهارشنبه هجدهم آبان 1390 15:41
تنهايي بي تو يعني سكوت پر از صداي تو در ذهنم
تنهايي يعني از دست دادن چشمات
يعني جدايي از اغوشت
كمبود دستات
.
.
.
.
.
يعني در تنگناي وجودم دلتنگيه تو
----------
از :
فرزام چهارشنبه هجدهم آبان 1390 15:17

رنج بي تو بودنو به كي بگم
اين همه غم و غصه تا كي با منه
بي تو لحظه هام همه تاريك و سرده
اي كه تو از همه به من نزديكتر
بي تو با غربت كوچه و غم ياد خاطراتت چه كنم
ياد دستات ............
ياد لبات............
ياد موهات.............
ياد اغوش و تن گرمت...........
ياد خنده هات كه از زندگي سيرم كرده
مثل خوره داره روحمو بي صدا اروم اروم ميخوره
اي كه با شنيدن اسمت همه ي تنم ميلرزه
اي كه يك بار ديدنت همه ي ارزوم شده
تو بگو :
چه كنم با درد جدايي
چه كنم با اين بي تو با لحظه ها غريبه بودن
چه كنم با اين درد تنهايي
----------
از :
فرزام دوشنبه شانزدهم آبان 1390 10:37

باور كرده ام
که بی تو هم زندگی می گذرد،،
دلم دیگرهیچ کس را
نمی خواهد
جز
تنهایی
----------