دلم برای تنهایی میسوزد چرا

هیچکس او را دوست ندارد


 مگر او چه گناهی کرده که


  تنها شده جرم تنهایی چیست


    که هیچکس او را نمیخواهد


 دیشب تنهایی از اتاقم گذشت


   دنبالش دویدم ولی او رفته بود


 .تنهای تنها نیمه شب


  او را مرده کنار حوض خانه


پیدا کردم از گریه چشمانش


قرمز بود برایش گریستم آخر


اواز تنهایی مرده بود


تنهایی مردو من


تنها تر شدم....


تاريخ : جمعه سیزدهم آبان 1390 | | نویسنده : فرزام |


 

زندگي قصه تلخيست

كه از اغاز

بس كه ازرده شدم

چشم به پايان دارم...



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391 | | نویسنده : فرزام |

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟
گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391 | | نویسنده : فرزام |

از بخت بدم


اينه فروش شهر كوران شدم!!!



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391 | | نویسنده : فرزام |

در دنیا از سه آهنگ خوشم نمی آید:

صدای کودکی از بی مادری

صدای مجرمی از بی گناهی

و صدای عاشقی از جدایی

(کوروش کبیر)



تاريخ : پنجشنبه نهم شهریور 1391 | | نویسنده : فرزام |




.ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ "دل ﺗﻨﮓ" ﻧﺒﺎﺷﻢ !

ﺧﺪاي ﻣﻦ اﻧﮕﺎر ﺑﻪ آب ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ "ﺧﯿﺲ" ﻧﺒﺎش




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه دوم تیر 1391 | | نویسنده : فرزام |

 

دلم تنهاترين دلهاست اينجا

كه از دست رفاقت تير خورده

دلم با پاي خسته لنگ لنگون

تن زخميشو از كوي تو برده

قديما مونسو يارش تو بودي

ولي حالا دلم تنهاترينه

چه خوش بودم به حرفاي دروغت

كه عشق تو پناه اخرينه.............  هه

به قول يكي كه ميگفت:

رفتن كسي كه لياقت

نداشت بمونه فاجعه نيست

 نعمته !!!!!

رنج تنهايي بهتر از گدايي محبته



تاريخ : شنبه بیستم خرداد 1391 | | نویسنده : فرزام |

اگه پاي عشقت هدر رفتم سوختم پات


اگه پر حرف دلم لبامو به هم دوختم 


اين كه ناراحتي نداره 


درخت پير باغچمون داره هنوز نفس ميكشه


به اميد ديدن بهار بعدي !!!!!!





تاريخ : پنجشنبه چهارم خرداد 1391 | | نویسنده : فرزام |
منو به ياد داري ؟

همونطور كه من يادت ميارم؟

گذشته و خاطراتمون يادت مياد ؟

من تنها شدم ......تنها

ازاينكه تو خودم باشم متنفرم

همه ميگن شكسته شدم دارم ازدست ميرم .

تو اين اتاق سرد و بيهوش

يك نفر:

تو رو ميخواد

به تو احتياج داره

هر شب به تو فكر ميكنه

نفسش بند اومده

بدون تو تنهاست

ارزو داره يه روز تو رو ببينه

                اون يه نفر منم ...اره منم

هميشه توي ذهن مني

هميشه توي زندگي مني

حتي اگه تو زندگيت جايي نداشته باشم ....



تاريخ : دوشنبه یکم اسفند 1390 | | نویسنده : فرزام |


خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند،


ولی حیف که من زاده ی امروزم


خدایا جهنمت فرداست


پس چرا امروز میسوزم





تاريخ : جمعه بیست و یکم بهمن 1390 | | نویسنده : فرزام |

نديدمت چه احساس غريبي

نديدموبرات دلتنگ ميشم

.



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 | | نویسنده : فرزام |

یادمون باشه که هیچ کس رو

امیدوار نکنیمبعد یکدفعه رهاش کنيم 

چون آهسته می میره...


یادمون باشه که قلبمون رو همیشه

لطیف نگه داریم تا کسی که به ما

تکیه کرده سرش درد نگیره... 


 یادمون باشه هیچ وقت کسی رو بیشتر از چند

روزمنتظر نذاریم چون امکان داره

زیاد نتونه طاقت بیاره... 


یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت

بهش نگیم: برو...

دیگه نمی خوام ببینمت


چون زندگیش رو ازش می گیریم...



تاريخ : سه شنبه یکم آذر 1390 | | نویسنده : فرزام |


نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...


 ولی کاش بودی تا اشکهايم

از شوق دیدارت سرازیر میشد ... 


کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم

همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... 


کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت


می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم... 


 بدون تو عاشقی برایم عذاب است


..............

هرگز نمي گيرد كسي در قلب منجاي تو را 


هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را


 خورشيد عشق تو هنوز سوزد مرا سر تا زپا


 در كوي راه زندگي روشن كند راه مرا






تاريخ : سه شنبه یکم آذر 1390 | | نویسنده : فرزام |


رنج بي تو بودنو به كي بگم


اين همه غم و غصه تا كي با منه 


بي تو لحظه هام همه تاريك و سرده


اي كه تو از همه به من نزديكتر


بي تو با غربت كوچه و غم ياد خاطراتت چه كنم 


ياد دستات ............


ياد لبات............


ياد موهات.............


ياد اغوش و تن گرمت...........


ياد خنده هات كه از زندگي سيرم كرده


مثل خوره داره روحمو بي صدا  اروم اروم ميخوره 


اي كه با شنيدن اسمت همه ي تنم ميلرزه 


اي كه يك بار ديدنت همه ي ارزوم شده


تو بگو :


چه كنم با درد جدايي 


چه كنم با اين بي تو با لحظه ها غريبه بودن


چه كنم با اين درد    تنهايي

 



تاريخ : چهارشنبه هجدهم آبان 1390 | | نویسنده : فرزام |


باور كرده ام


که بی تو هم زندگی می گذرد،،


دلم دیگرهیچ کس را


 نمی خواهد  جز


 تنهایی



تاريخ : دوشنبه شانزدهم آبان 1390 | | نویسنده : فرزام |